X
تبلیغات
گوگوش
گوگوش عزيز
باسلام خدمت تموم گوگوشی های عزیز.شرمنده اگه کمی در به روز کردن سایت دیر عمل کردم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 18:8  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:52  توسط مهدي  | 

روی ابریشم چین بغض صداتو میشه دوخت

میشه اسم تو رو به شعله گره زد و نسوخت

میشه ته مونده ی دریا رو به یادت سر کشید

میشه جز تو حتی اسمون ابی رو ندید

برای تحمل روز سیاه

به تو فکر میکنم

برای تصاحب رویای ماه

به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم

اشکای من گوله گوله میچکن رو ماهی تابه

همه دود میشن میسوزن شام من گریه کبابه

اشکای من قطره قطره میچکن روی کتابام

داره باز بارون می باره اول و اخر حرفام

برای تحمل روز سیاه

به تو فکر میکنم

برای تصاحب رویای ماه

به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم

اشکای من گوله گوله میچکن روی شمع روشن

روی مهتاب قدیمی میچکن رو سایه ی من

برای تحمل روز سیاه

به تو فکر میکنم

برای تصاحب رویای ماه

به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم

من کجای شب تورو گم کردمو تنها شدم

اخر کدوم سحر با بوسه ای پیدا شدم

این کدوم دلبازیه که زخمی تنهایه

دونه سرخ اناره که خود زیبایی

برای تحمل روز سیاه

به تو فکر میکنم

برای تصاحب رویای ماه

به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم

به تو فکر میکنم به تو فکر میکنم...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:41  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:46  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:46  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:38  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:38  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:38  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:35  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:34  توسط مهدي  | 



+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:25  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:24  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:24  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:23  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:22  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:9  توسط مهدي  | 

در قسمتی از برنامه خانمی در ردیف سوم گفت: " گوگوش ما از ایران فقط به خاطر تو اومدیم" و گوگوش به حالت تعظیم از او تشکر کرد.  

  نکته ی جالب دیگر این که گوگوش در قسمتی از برنامه گفت : "من بغیر از 3 سال از زندگیم که بچه بودم و چیزی نمی فهمیدم ، بقیه ی عمرم رو می خوندم." بعد از جمعیت پرسید:" می دونید چند سال؟" مردم  به شوخی گفتند :" 20 سال!" گوگوش گفت: "نه بیشتر." و بعد از کمی مکث گفت:" 54 سال!" و همه با جیغ و فریاد او را تشویق کردند.  در این کنسرت ، گوگوش یکبار دیگر قدرت خود را در خواندن بدون وقفه و یکسره ی  آن همه آهنگ به مشتاقان صدایش نشان داد. آفرین بر تو گوگوش عزیز! دستت درد نکند!  

این برنامه ،فقط یک آنتراکت 20 دقیقه ای داشت که بعد از اجرای آهنگ کویر به مردم داده شد.

 

چنگیز وثوقی ، برادر بهروز وثوقی ، و شوبرت آواکیان از هنر مندانی بودند که در سالن حضور داشتند. از قرار معلوم مهر داد آسمانی هم به دوبی آمده بود ولی در کنسرت حضور نداشت.

 

با آن که در ابتدا گفته بودند که بردن دوربین به داخل سالن ممنوع است ولی پس از آن تاخیر چند ساعته ، به محض باز شدن در ها، ازدحام مردم مانع از اعمال هر گونه کنترلی شد و همه با انواع دوربین وارد سالن شدند و در سرتاسر برنامه بدون هیچ کنترلی از تمام برنامه عکس و فیلم گرفتند.
 
و بالاخره آلبومی حاوی عکس هائی از کارهای گرافیکی نوید شادپور در سایت تاجیکستان دات کام همراه با قاب عکسی حاوی یکی دیگر از کارهای جالب او که زیبائی آن مورد تحسین اندی جی قرار گرفت بانضمام کارت تبریکی برای گوگوش عزیز از سوی نوید شاد پور و سایت تاجیکستان دات کام و از طریق اندی جی گرامی به گلبانوی پاپ و شاه ماهی هنر ایرانزمین تقدیم گردید.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:7  توسط مهدي  | 

همانگونه که در سرخط اخبار کنسرت دوبی در صفحه ی اول سایت آمده بود ، دشمنان گوگوش به خاطر ضربه زدن به کنسرت او ، چندین کنسرت  هم زمان دیگر در نزدیکی محل آن کنسرت برگزار کرده بودند ولی پس از آن که دیدند این اقدامشان کوچکترین اثری در کاهش استقبال شیفتگان گوگوش از کنسرتش ندارد ، به حربه ی کثیف شایعه پراکنی مبنی بر بمب گذاری در سالن کنسرت متوصل شدند!  

حاصل این دغل کاری ، چیزی جز تاخیر در باز شدن درهای سالن کنسرت نبود و مردم بی گناه در آن هوای گرم ساعت ها در صف های طولانی ایستاده بودند و برخی به حالت گرما زدگی و خستگی مفرط و حتی اغماء دچار شدند و در مواردی آمبولانس ها برای امداد به محل آمدند.

نوید شادپور ، یار وفا دار تاجیکستان دات کام و دوستدار راستین گوگوش عزیز ، که در محل کنسرت حضور داشته  و خود نیز به حالت گرما زدگی دچار شده ، سرخوردگی و وضعیت اسفبار مردم را در دو صفحه به طور کامل شرح داده که سایت تاجیکستان دات کام به ذکر خلاصه ی آن به شرح بالا اکتفا می نماید.

 

و اما شرح کنسرت از زبان نوید شاد پور عزیز:

 

ساعت ده شب کنسرت آغاز شد و تا 20 دقیقه بعد از نیمه شب ادامه داشت.  گوگوش به روی صحنه آمد و ضمن سلام و خوش آمد گوئی به مردم سال نو را تبریک گفت و بلافاصله ادامه داد که :" 25 کنسرت مقابل کنسرت من گذاشتند و چون زورشون نرسیده گفته اند که در این جا بمب گذاشتن !"ویدیوی آن را ببینید.

 

گوگوش اضافه کرد که تاخیر هم به همان علت بوده و پس از بررسی سالن به کمک نیرو های حفاظتی ، مشخص شده که بمبی در کار نبوده است! ضمنا گفت : "بترکه چشم حسود، بیاین جمعیتو ببینید!"

 

نزدیک به 15000نفر برای دیدن کنسرت در آن سالن (استادیوم) سر باز گرد آمده بودند که جای بسی خوشحالی و مباهات بود. گوگوش لباس مشکی بلندی به تن داشت و به رسم همیشگی ، با آهنگ جاویدان طلاق برنامه را آغاز کرد.  

 

زمینه ی صحنه را یک صفحه ی بزرگ و زیبای ال سی دی تشکیل داده بود و دو مانیتور بزرگ دیگر در دو طرف استادیوم قرار داشت که تصاویر صحنه را به صورت بسیار شفاف و با کیفیت بالا به کسانی که از صحنه دور بودند نشان می داد. با آن که کنسرت در فضای باز اجرا می شد ولی کیفیت صدا  بسیار عالی و بی نظیر بود.
 
آهنگ هائی که خوانده شد عبارت بودند از:

 

باهم ، دلکوک ، نجاتم بده ، اطاق من ، آهوی عشق ، ماه پیشونی ، خوابم یا بیدارم ، من آمده ام ، منو گنجشکا ، کمکم کن ، پل ، گل بی گلدون ، مرهم ، مخلوق و غایب همیشه حاضر. مردم در خواندن آهنگ های قدیمی با گوگوش همصدائی می کردند و
گوگوش می گفت : " واقعا از این که با من ترانه های قدیمی را می خوانید لذت می برم. همتون خواننده ی درجه یکید!"

 

اجرای باشکوه و زیبای ترانه های مرداب ، جاده و کویر با تشویق بی نظیر مردم روبرو شد و به هنگام اجرای ترانه ی قدیمی ستاره آی ستاره با تنظیم جدید مهرداد آسمانی ، گوگوش از زیبائی آن سخن گفت و از مردم خواست با او همصدائی کنند.  سپس مدلی( هم سفر ، غریب آشنا ، منو تو ، کوه ، بمون تا بمونم ) و مدلی(هجرت ، دو پنجره ، باور کن ، اون منم و حرف ) را با زیبائی تمام اجرا کرد.

 

پس از آن به شوخی گفت: " خارجی بخونیم  نگن بلد نیست!" و مدلی آهنگ های خارجی را که شامل آهنگ های عربی ، انگلیسی ، ایتالیائی ، اسپانیائی و فرانسوی بود با شور و هیجانی وصف ناپذیر اجرا نمود.

 

مدلی (نیمه ی گمشده ، نمیاد و کج کلاه خان ) هم از دیگر مدلی هائی بود که در کنسرت دوبی اجرا شد.

 

قبل از اجرای آهنگ قشنگ سکینه دایقزی ، گوگوش از جمعیت پرسید : " من این جا همشهری دارم؟" همه یک صدا گفتند: "ب............له!"  و او با صدای بلند پاسخ داد : " یاشاسین آذربایجان!"

 

گوگوش در پایان برنامه به معرفی گروه ارکستر پرداخت و پس از آن از مهرداد آسمانی چنین یاد کرد: "از مهرداد آسمانی عزیز ، رفیقم ، آهنگساز خوبم که برای این کنسرت نیز خیلی زحمت کشید تشکر میکنم." او همچنین از شرکت سما ، برگزار کننده ی کنسرت نیز تشکر کرد.

 

گوگوش ضمن آرزوی دیداری مجدد ، کنسرت را با ترانه ی پیشکش به پایان رساند.

 

او در طول برنامه جمعا با دو لباس بر صحنه ظاهر شد و لباس دوم او همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید شامل شلوار جین و یک تاپ طلائی رنگ بود که بر روی آن لباس بلند و زیبای جلو بازی با گلهای زیبا و نقش های سنتی پوشیده بود.    

 

در طول کنسرت مردم ده ها بار فریاد "گوگوش دوست داریم " سردادند و گوگوش نیز در پاسخ می گفت " بخدا منم شما رو دوست دارم و عاشق همتون هستم."
 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:3  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:55  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:55  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:54  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:53  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:52  توسط مهدي  | 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:51  توسط مهدي  | 

سر خط اخبار کوتاه در باره ی کنسرت

 

به سبب دوز و کلک های دشمنان گوگوش در انتشار شایعه ی دروغین کار گذاشتن بمب در سالن ، درهای سالن بجای ساعت 5 بعد از ظهر ، راس ساعت 9 شب باز شد.

 

 گوگوش بر صحنه گفت: همزمان با کنسرت او ، 25 کنسرت دیگر برگزار کرده بودند و چون زورشان نرسید ، شایعه ی بمب گذاری را هم منتشر کردند . . . ولی "سولد آوت" شدن بلیط های کنسرت و شرکت انبوه مشتاقان دیدار او ، مشت محکمی بر دهان کثیف یاوه گویان کوبید.

 

انتظار چهار ساعته برای ورود به سالن بسیار طاقت فرسا بود ، اما عشق به گوگوش ، ظاهرا مانع از بروز برخورد ها و عکس و العمل های شدید گردیده است.

 

اجرای کنسرت مثل همیشه بی نظیر بوده و دوستداران گوگوش پس از خستگی مفرط ناشی از انتظار طولانی ، ناظر بر یکی از کنسرت های دل انگیز او بوده اند که با قدرت و توانائی کامل بر صحنه ارائه نموده است.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:43  توسط مهدي  | 


+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:34  توسط مهدي  | 

نجاتم بده

از اين سفره سرد و خالي

از اين سر پناه خيالي

نجاتم بده تجاتم بده

از اين خواب عاشق كش بد

از اين فكر بايد نبايد

نجاتم بده نجاتم بده

از اين صحنه پر هياهو

تو از ترس چاقو در آهو

از اين لحظه هاي كشنده

از اين صحنه هاي زننده

نجاتم بده نجاتم بده

نبايد بذاري ستاره بميره

نبايد دل شادي ما بگيره

نبايد كه اين ترس دوري بريزه

همين وحشت از تو مردن عزيزه

از اين سفره سرد و خالي

از اين سر پناه خيالي

نجاتم بده تجاتم بده
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:29  توسط مهدي  | 

غزل شيشه اي

در تو خلاصه ميشوم ... با تو زلال ميشوم

از پر پيراهن تو ... پر پرو بال ميشوم

در شب يلدايي تو ... صاحب روز ميشوم

صاحب تحويل شب اول سال ميشوم

در قفس ابري شب ماه اسير بوده ام

با تو رها تر از همه ماه هلال ميشوم

با تو زلال ميشوم پرپروبال ميشوم

شعر محال ميشوم بر اين روال ميشوم

تا ملكوت جذبه ات شبانه راه ميروم

چون كه نظر كرده نور لايزال ميشوم

براي از تو من شدن مرا مجال بس نبود

براي از تو دم زدن شعر محال ميشوم

جز غزل شيشه اي امشعر مرا سنگ بدان

چون پس از اين شاعر تو بر اين روال ميشوم
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 21:28  توسط مهدي  | 

توي يك ديوار سنگي

دو تا پنجره اسيرن

دوتا خسته دو تا تنها

يكيشون تو يكيشون من

ديوار از سنگ سياهه

سنگ سرد و سخت خارا

زده قفل بي صدايي

به لباي تشنه ما

نمي تونيم تا بجنبيم

زير سنگيني ديوار

همه عشق منو تو

قصه است قصه ديوار...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 23:3  توسط مهدي  |